دارکوب – یکی از 40 داستان برگزیده ی نیمه نهایی دوره ی سوم جشنواره – مسعود ریاحی – تهران

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

3 پاسخ

  1. مرتضی می‌گه:

    چکش بی خاصیت یادداشتی بر داستان دارکوب
    راوی با لحنی آشنا داستان را روایت می کند، لحنی کاریکاتور وار که در امثال داستان های انتقادی-نمادین به وفور دیده و شنیده شده است. در داستان قرار است چکش نماد شود و وضعیت تبلیغات و روزمرگی به چالش کشید شود. اما به واقع چه اتفاقی می افتد که وضعیت را نابسامان جلوه دهد؟ غیر از لحظه هایی که کودک دچار ترس می شود دیگر شاهد هیچ اتفاق عجیب و ناراحت کننده و یا چالش برانگیز در راستای وضعیت نمادینی که قرار است انتقادی باشد صورت نمی گیرد.
    نماد شدن چکش بی خاصیت می شود زیرا هیچ کار کردی که جلب توجه کند و یا دریافت موشکافانه ای نسبت و آنچه پا فشاری می کند -چکش و تبلیغات- نمی دهد.

  2. نسترن می‌گه:

    با سلام ابتدا از زمانی که برای خواندن دیدگاه من میذارید، تشکر میکنم
    داستان خوب و روانی بود و به دهن بینی ها و چشم و هم چشمی های امروزه اشاره داشت، ضمن اینکه طی روند داستان، به روزمرگی یک خانواده نیز اشاره میکرد و شاید دلیل این دهن بینی ها ،این روزمرگی ها و بی هدفیها باشد که موجب میشود انسان عصر صنعتی، بدون فکر به نیازهای مهم زندگی ، بی خردانه رفتار کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *