پركاري بيهوده،گيجي بيهوده – پری شاهیوندی (خرم آباد) – داستان برگزیده مرحله ی نیمه نهایی دوره دوم جشنواره و حذف شده از مرحله ی نهایی به دلیل وجود دو داستان از نویسنده در آن مرحله

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

3 پاسخ

  1. محمد محمودی می‌گه:

    از داستان دوره‌ی قبل(محله‌ی افغانستان،اگر اشتباه نکنم) جلوتر بود.حداقل اینکه می‌شد تحملش کرد و با آسودگی خواندش.
    اما همچنان مشکلات نگارشی و دستوریِ فراوانی در متن دیده می‌شود.
    مسئله‌ی دیگر اینکه،به نظرم اثر و موتیف‌هاش هیچکدام ساخته نمی‌شوند و نهایتاً پز و ادا هستند.
    ایده‌هایی هست،اما این ایده‌ها صرفاً توی داستان ریخته شده‌اند و رها هستند.برای خودشان هستند و هرکدام ساز خودشان را می‌زنند.تک تک و جدا خوب هستند و جلوه‌ای دارند اما با هم جمع نمی‌شوند و نمی‌دهند یک کلِّ منسجم.حتا سوراخی هم که از آن حرف می‌زند هویت و شخصیت پیدا نمی‌کند.پدر و مادرش همینطور.هیچ چیز در داستان هویت ندارد.کارکرد روایی ندارد.با یک داستان آشفته طرف هستیم که نویسنده سعی کرده هرچه ایده دارد را بدون درک ایده‌ها و ساختن و هویت دادن به آن‌ها،درون متن بریزد.به همین دلیل متن به‌شدت شلخته و آشفته و ناچیز است.و پر از اداست.

  2. قاسم طوبایی می‌گه:

    خانم شاهیوندی
    دوست نادیده من، سلام خسته نباشید
    در برخورد با هر اثر هنری هر مخاطبی طبعا از روی سلیقه و درک خودش صحبت میکند و این منجر به همان تاویل های متفاوتی میشود که در هنر سراغ داریم… این برداشت ها و سلیقه ها گاه منجر به عدم درک میشوند و اینجا همان تقاطعات جاری بین نویسنده ها و خوانندگان است.
    من با این دو داستانی که از شما خوانده ام(این و داستان پارسالی شما) به تقاطعی برخورد کرده ام که چراغ قرمز آن مرا سخت سرجا نشانده…
    ساده تر…
    من داستان شما را درک نمیکنم. داستانش را درک نمیکنم… ارتباط معنایی برقرار نمیکنم و در نهایت لذت نمی برم.
    این ساده ترین و صادقانه ترین حرفی است که میتوانم بزنم. دوست ندارم توی خودم فرو بروم و با خودم نجوا کنم که نه ! تو نفهمیدی… نه این راه درستی برای برخورد برای یک اثر هنری که به دید عموم میرسد نیست. حداقل انتظار برای من این است که بتوانم داستان شما را در چند جمله تعریف کنم بدون اینکه طرف مقابل ته اش بگوید: خوب که چی؟؟
    و حالا من درون من پس از خواندن این کار دائم از من میپرسد خوب که چی؟
    و من جوابی ندارم.

    به هرحال قطعا استعداد نگارش در شما وجود دارد و مطمئن هستم با دانش آکادمیکی هم که دارید، قطعا موفق تر خواهید بود.

    طوبایی

  3. نجمه بهاری می‌گه:

    خواندنی و زیبا بود
    احساس میکردم نشستم و دارم از پشت اون سوراخ همه چیز رو میبینم و داستان کاملن توذهنم تصور میشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *